داستان مادر توي دريا | وبلاگ

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد


                                      

                                                                    

خانه » دسته‌بندی نشده » داستان مادر توي دريا

داستان مادر توي دريا

داستان مادر توي دريا
 
داستان کودکانه؛ مادر دریا – گویدا
https://www.goyda.ir › فرهنگی › شعر وداستان
Translate this page
Jun 18, 2013 – یک شب دریا پرازموج شد وطوفانی شد. یک ستاره … داستان کودکانه؛ مادر دریا. چاپ · ایمیل … دریا اطرافش رانگاه کرد و رفت توی یک رودخانه. رفت و رفت …
مادرم(داستان کوتاه)/ تای‌نور قلی‌نژاد – ایشیق
ishiq.net › اوشاق ادبیاتی
Translate this page
Dec 25, 2017 – قلب مادرم مانند آب دریا من را در آغوش می‌کشد؛ با من بازی می‌کند؛ من را از … شنی که تا مدت‌ها بعد از بودن در ساحل ته کفشت، ‌یا توی جیبت پیدایش می‌کنی.
دریای من…! – هشت
8taiiha.ir › فرهنگ و ادبیات › داستان آدم‌واری
Translate this page
در داستان غرق شویم. دریای من…! 0. عزت صدیقی لویه – ۲ آذر ۱۳۹۶ داستان آدم‌واری … حرف‌هایش توی سرم می‌چرخید. مادر… دریا… آرامش… گفتم: «جای قشنگی زندگی می‌کنی.
کنار دریا – همشهری آنلاین
www.hamshahrionline.ir/details/355296/Lifeskills/tips
Translate this page
Dec 12, 2016 – ميلاد داستان تعريف مي‌كند و مي‌گويد: 8-7 ساله بوده كه يك روز توي جمعيتي كنار ساحل گم مي‌شود. هر چه مي‌گردد و سر مي‌چرخاند، پدر و مادرش را پيدا نمي‌كند.
ماهی سياه کوچولو – اتل متل توتوله
atalmataltootooleh.com/104/
Translate this page
ته دریا ماهی پیر دوازده هزار تا از بچه‌ها و نوه‌هایش را دور خودش جمع کرده بود و برای آن‌ها قصه می‌گفت: «یکی بود یکی نبود. یک ماهی … رده: داستان, شنیدارى. 1 2 3 4 5 …. مادر ماهی سیاه توی سر و سینه‌اش می‌زد و گریه می‌کرد و می‌گفت: «وای، بچه‌ام دارد از دستم می‌رود.

 


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
NS